درگیر قرص و الکل
تمام شد دلشوره های همیشگی ام
که ، تو چه خواهی خواست ..
دلشوره رفت
دلتنگی آمد
می خوابم می آیی
از گرمای تو
خوابم عرق میکند
خیس میشود آرزوهایم
نعشه از قرص های ترامادول و متادون
چرت میزنم
تا نگاه غم آلود مادرم
آرزوهای خواهرم
دست های پینه بسته پدرم را
شیرین کنم
شاید بتوان خورد این درد را
معده همیشه ترش کرده ام
هضمش نکند
آنقدر الکل میخورم
تا خاطراتت را "قی "کنم
به غصه خوردن عادت دارد دلم اگر
خاطراتت نباشد ...
abdorahim
09/01/91