
به چه دل خوش کرده ای ؟
به دروغین لبخند ؟
به حراج دوستت دارم بر لبان هرزه اش ؟
به دستِ در گردنت ، شروع پست ترینِ افکارش ؟
به امتحان خواستن تو ؟
به ماندن یا نماندن با تو ؟
به خوبی ات در گرو بکارتی خونین ؟
به عشق چند ماهه و جداییِ غمگین ؟
به چه امید ، تن را به دست مالی مردی خلاصه در چشم می فرستی ؟
که دوستی مترسک و کلاغ ، آغاز مرگ مزرعه بود...
روح آزاده ات به هیچ اسارتی در زنجیر نخواهد شد ،
کاش بارور می شدی در مسیر باد ،
کاش در نطفه خفه نمی شد صدایت ،
که مرگ حرف های دل ، مرگ عشق و آرزوست ،
که قناری خاموش به زندان سکوت خواهد مرد ..
آرزویم پرواز توست
آرزویم آواز توست
کفری که هزار بهشت می ارزد
بارورشو در آوازها مستانه ات
تن مده به اندرزهای کلاغ ،
به دروغین سوگند ،
به دروغین لبخند ،
به چه دل خوش کرده ای ؟
بیدار شو که زندگی از تو جریان گرفت ،
و تو ، تشعشع خورشید آیندگانی ...
بیدار شو ، به چه دل خوش کرده ای ؟؟؟
.
عبدالرحیم 31/03/91
نظرات شما عزیزان:
مینا 
ساعت16:15---28 شهريور 1391
خیلی زیبا بود
سامیه 
ساعت1:17---2 مرداد 1391
عالی بود\ به قول مطهره یه حقیقت تلخ
مونس 
ساعت1:00---19 تير 1391
هرچه نگریستم
آینه وار بود
زلال چون چشمه
گمان بردم عشق اگر بر لبان هرزه اش جاری یافت
چون عشق من حقیقیست
نمیدانستم در پیله دیتان او ابریشم احسا من فرصت پروانه شدن نخواهد داشت
مرا با چنان لالایی خواباند
که من وحشتم را از بوی آهن فراموش کردم
گمان بردم
دنیا همین صداقت من است
وسعتی به اندازه عشق
اما احساسم را داستانی خواند و رفت
رفت تا من نه که من از خواب بیدار شوم
بلکه کابوس تمام خواب من شود
میترسم
من از خواب میترسم
من از دوستت دارم ها می ترسم
من از هرچه غیر ترس میترسم
حالا زندگی برایم بوی بیداری مرگ می دهد
طعم این مردگی برای قلب من که به دنبال جیک جیک مستانه بودبیگانه است
من از هرز دستانش
لجن زاری را به یادگارم ماند
که باتلاقش تمام هستی ام را در خود فروکشید
سلام مهربان و خوش قلم
درود بر جسارت شما
درود بر احساس شما
درود بر....
زیبا و غمگرانه بود
آرزومند آرزوهای سبزتان
مطهره 
ساعت11:33---10 تير 1391
یه حقیقت تلخ
|