.jpg)
.
بیمارم اما ،
درمان مرا جز " رازی " کسی نشناخت ،
خالی میشوم از شیشه ،
پر می شوم در جامها ،
تا که فراموش شوی در من ،
سوار بر تنهایی ،
در آسمانِ رویایی که می میرد،
می گذرم از یقین ،
باز ،حوالی شک
به چشمهایی می رسم که سقوطم میدهد
به خانه ای که پر از خالی ترین شیشه هاست...
عبدارحیم 10/8/91 |